روز مرگِ یاران استمردم را راهی کنیدبی قرارند دلجویی کنیدسالها را بر مزار هاخالکوبی کنیدخاک را زیر و رو اشک را جاری کنیدآرام آرام پیکران را باز بینی کنیدمی روند باور کنید،روز مرگ دنیاستهیسسسس ساکتبلوایستبر افکار ناهنجارمویه و زاری کنیدهلن عزیزی
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 7:18 توسط هلن عزیزی
|
عزیزم چقدر خوب شد که آمدییادم نمیاد از کی به فکرت بودمداستان دیر شروع شد اما پایانی ندارد .تو یهو پایت را گذاشتی دقیقا همونجایی که باید میگذاشتی. وقتی آمدی که ،دنیا شادی لازم داشت. تو و همه ی توهای مثل تو.درست وقتی که آدمها همه خسته هستن .جوون دل سر بزنگاه رسیدی.قدمت پر از شادی بدون تیرگی و درد وپر از آزادی.تو ای نفس خداوند ای تکه ای از من تا وقتی قلبم میتپد بخشی از منی
عطرت را نفس میکشمچقدر بوی باران می دهد همیشه میدانی ،همه چیز چرا،به تو ختم میشوددر رویا حوالیت می گردمبه زیر باران می روم با دستهای گره زده شاید گرم شود.شوری اشک با قطرات باران می آمیزدفکر فکر فکردلم به بلندای البرز به خاموشی دماوندبرایت تنگ استهلن عزیزی
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 12:13 توسط هلن عزیزی
|